ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
850
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
حضرت فرمانفرما فرستادند و از وفور تعدّيات كه ديده بودند ، ابواب اين استدعا را برگشادند . نوّاب اشرف جواب به اين طريق داد كه : تصرّف ما در كرمان به سبب انتساب آن سردار خجستهسير حضرت شجاع السلطنه ، راهى ديگر داشت ، ليكن بدون اذنى از اولياى دولت قاهره پا به خاك يزد نمىتوان گذاشت . خلاصه ، لترجان نام انگريز [ ى ] كه معلّم فوج سرباز همدانى بود ، با الله ويردى خان نايب توپخانهء سركار وليعهدى از چاكرى سركار فرمانفرما ، بالطوع و الرغبه مباهات نمودند و از خدمت حضرت وليعهدى گذشته ، با مواجب و مرسومى زياد در سايهء بندگى آستان فرمانفرماى زمان آسودند . بالجمله ، نوّاب اشرف كيفيّت وقايع آن سفر را مفصّلا عريضهنگار و حاجى محمد صادق خان ولد مرحوم حسين قلى خان كه بنى عمّ و صهر و ربيب او بود ، روانهء دربار گيتىمدار صاحبقران تاجدار داشت و نوّاب اميرزاده هلاكو ميرزا را ، كه خلف اسنّ و ارشد حضرت شجاع السلطنه است ، به حكمرانى كرمان برگماشت . جناب ميرزا محمد حسن نظام العلما خلف ملّا على اصغر مازندرانى هزار جريبى ملاباشى معلّم حضرت اعلى را ، كه در بدايت كار محرّك نوّاب فرمانفرما به صوب كرمان و بعد از عزل ميرزا محمد على منسوب به وزارت آن سركار جلالت اركان بود ، چندى به جهت انتظام مهام آن ولايت در آنجا گذاشت . نوّاب فروغ الدوله اباقاخان ميرزا ، خلف ديگر نوّاب شجاع السلطنه را ، كه به رشادت معروف است ، با جمعيتى از فارسى و كرمانى احتياطا به رباط شمش ، كه رأس الحدّ يزد و كرمان است ، فرستاد و خود در اوايل شهر جمادى الاوّل با كمال شوكت و كامرانى روى سعادت به جانب شيراز نهاد . در عشر ثالث شهر جمادى الثانى ، وارد آن ديار خلد مبانى شد و مشغول انتظام امور اعالى و ادانى آمد . كيفيّت اين وقايع در دار الملك خراسان ، در هنگامى كه نوّاب نايب السلطنة العليّه مشغول تسخير خبوشان بود پرده از رخ برگشود . فىالفور محمد نظر خان ما فى و بدرخان جليلوند را با معادل پانصد نفر تفنگچى نيشابورى و ترشيزى به امداد قلعهگيان باغنظر روانه فرمود . حضرات وقتى به دار العباده رسيدند كه كيفيت فتح قلعه و مراجعت